شعر - تاریخ: 1401/2/9 ساعت: 5:23
به نام خدا...کاش نگاه آدم ها از چشم ما پیدا بوداز غربت ابرها تنهایی ماه پنهان بود.سالهاست که در ساحل مجنون تک و تنها ماندمنه جَذر فهمید و نه مَد که ماهِ وفادار، به دریا ماندم.کمی دیرم واسه امروز عزیزمکمی دور بمان از این ماه غریبم.تقصیر کلاغ های بی خبر است اگر اینجایممن نه آنم که تو بینی اگر اینجایم....
داستان نامه - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 21:16
به نام خدا . . . بعضی وقتها دوست دارم بچه بشم دیگه ام بزرگ نشم برم تو کوچه با بچه ها گل کوچیک بازی کنم یواشکی برم از جیب بابام پول بردارم و برم بستنی توپی یا آلاسکا بخرم یادش بخیر، کارتونِ سیندرلا ، رابین هود یا تام و جری و میذاشتم تو ویدئو با چه لذتی میدیدم... دلم برای مسافرت های خانوادگی تنگ شده ب...

برچسب‌های مرتبط

داستان نامه زن به شوهرش | داستان نامه مرد به همسرش | داستان نامه | داستان نامه ای به خدا | داستان نامه بهمنیاری | داستان نامه ای به شوهرم | داستان نامه ای به فرزند | داستان نامه سردار سلیمانی | داستان نامه گمشده | داستان نامه معلم ادیسون